“خود را در یک سرزمین یگانه و در میان زنان و مردانی بیگانه می یابم . سرتاسر زمین سرزمین مادری من است و خانواده بشری قبیله من. این زمین کوچک است و با بلاهت خویش به قلمروهای گوناگون شقه شده.” (خلیل جبران 2001:81)
جبران خلیل جبران در دو خط برداشت عمیق خود را از یک جامعه جهانی واحد ابراز میدارد. جهانی که ساکنان آن بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر وابسته شده اند؛ دغدغه هایشان همگون تر وسرنوشتشان پیوند بیشتری بهم خورده است. اصطلاح جهانی شدن واژه ای است برای واقعیت بخشیدن رویایی مسیحی برای پیروی بشریت از یک قانون یگانه جهانی(جاگر2001 ). در این اجتماع جدید بشریت شهروندی است که نگران سرنوشت جامعه خود و سایر زنان و مردان جامعه است. زنان به عنوان نیمی از ساکنین این جامعه بیش از گذشته به آینده خود می اندیشند تا بتوانند جلو اشتباهات تاریخی گذشته را بگیرند و با استفاده از فرصتهای نوین و بی سابقه عصر جهانی شدن در جهت اثبات توانایی های خود بکوشند. به همین دلیل است که بخش بسیار عظیمی از مطالعات در حوزه جهانی شدن به موضوع زن اختصاص یافته است.
اما آیا زنی که در عصر جهانی شدن بازنمایی می شود ، زنی تمام عیار است که تمامی توانایی های آشکار و پنهان زن را در خود جمع کرده و آیا این زن می تواند الگویی مناسب برای چند میلیارد زن روی کره زمین باشد؟ این مقاله در پی آن است تا با ارایه تصویری از “زن ایده آل” از نگاه منتقدین جریان جهانی فمینیستی و موافقان آن و با یاری جستن ازنظریات و تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته به پرسشهای فوق پاسخ دهد؛ و با مورد توجه قرار دادن نقشی که رسانه های جمعی (بعنوان شاهراه ارتباطی میان اعضای جامعه جهانی) در ارایه تصویری از ظاهر زن ایده آل جهانی به عهده دارند خطرات یا فرصتهایی كه پیش روی زنان است را مورد بررسی قرار دهد و در نهایت، به این بپردازد كه آیا در عصر جهانی شدن جایی هست که هر زن بتواند در آن صدایی جهانی برای خود داشته باشد . اما نخست می بایست به تصویری روشن از زن ایده آل دست یابیم.
زن ایده آل عصر جهانی شدن چه ویژگیهایی دارد؟
اندرسون راجکومار (2004) معتقد است یک زن با ویژگیهای بدنی خود متمایز میشود. برای تعریف زن ایده آل به آگاهی از مفهوم زیبایی در دیدگاه فمینیستی جهانی نیاز داریم. راجکومار زیبایی را با این عناوین بصورت استاندارد در نظر میگیرد: باریک ، قدبلند ،در بیشتر موارد بور، با چشمانی رنگی که لباسی تنگ نیز در بر دارد. وی با تاکید برجذابیت اندام لاغریا باصطلاح قلمی در جامعه خود ( جامعه هند) معتقد است زیبایی نه تنها نمیتواند معنای مقدس خود را احیا کند بلکه با گسترش روزافزون صنعت لوازم آرایش به ابتذال نیز کشیده میشود. کریستن هریسون (2003) با تحلیل محتوای برنامه تلویزیون و مجلات به این نتیجه میرسد که یک شکل استانداردی ازبدن زن در این رسانه ها به تصویر کشیده میشود. زن در این برنامه ها بدنی لا غر و اندامی با سایزهای مشخص دارد . در این مطالعات بیش از 70% شخصیت های زن لاغراندام بودند در حالی که تنها 17% مردان لاغر بودند. تحقیقات دیگری از فوتس و برگراف (1999, 2000) تمایل روز افزون زنان بیننده را به داشتن هیکلی لاغر پیش بینی میکند . تحقیقات بسیاری با بررسی تصویر رسانه ای ایده آل لاغر، پیوند نزدیکی میان هیکل این زنان و شخصیت مثبت آنان برقرار میسازند ؛ حتی حرکات ظریف زنان لاغر اندام بیش از سایر زنان مورد توجه قرار می گیرد . زنان سفید پوست بیش از زنان سیاهپوست در ایجاد جذابیت موثرند و حتی استفاده از لهجه امریکایی از مقبولیت عامتری در مقابل بریتانیایی زبانها برخوردار است .
حال با توجه به نظریات بیان شده در قسمت بالا ، پاسخ سوال اصلی مقاله را که در مقدمه بیان شد مورد بررسی قرار میدهیم. همانطور که در مقدمه اشاره شد جهانی شدن فرصتهای جدید و تا حد زیادی برابر در اختیار زنان قرار میدهد، اما به گفته هریسون نابرابری های جنسی از منشاهای گوناگونی سرچشمه میگیرند. تعیین کردن اینکه کدام اشکال نابرابری با تاثیرات جهانی شدن در حال حذف شدن هستند و کدام در حال تشدید شدن ، محل مناقشه است. یکی از اساسی ترین اهداف تحرکات گسترده فمینیسم جهانی در جهت حذف نابرابریها که مهمترین آنها تلاش برای به اجرا درآوردن کنواسیون رفع تبعیض از زنان بود در سال 1979 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید ویا اعلامیه دولتی پکن که درجهت ایجاد فرصتهای برابرو مشارکت توده ها و گروههای مختلف زنان تصویب شد . اما رسانه های جمعی به عنوان شاهراه ارتباطی میان اعضای جامعه جهانی تا چه میزان بازنمایی وسیعی از این توده ها را بعهده دارند و آیا توانسته اند اهداف فعالان زن را محقق سازند؟
فعالان فمینیست و مخالفان ، ایده آل گرایی در تصویر جهانی زن را چگونه ارزیابی میکنند؟
” سنت و مدرنیته در برخورد با زنان بر خلاف تفاوتهای ظاهری مشابه عمل کرده اند. هر دو بر حقیقت زنانگی چشم فرو بسته و با تکیه بر موهومات ذهنی ره افسانه پیش گرفته اند. واپس گرایی و نو گرایی در یک نقطه یکدیگر را قطع میکنند: نادیده انگاری واقعیت زن و حقیقت زنانگی.” (هاجری ،1382:13 ) شاید این عبارت بهترین تعبیر از ایدئولوژی فمینیستهای مخالف ایده آل گرایی به بازنمایی زیبایی ظاهری و بدن زن باشد. فعالان زن در عرصه جهانی ارایه تصویر یکدست از زن را نادیده انگاشتن ملیونها زن دیگری میدانند که تصویر آنها از برنامه های رسانه ای پر مخاطب براحتی حذف میشود. همچنین معتقدند که تصویر زن ایده آل تنها در ارایه مشخصات ظاهری زن خلاصه نمی شود بلکه در به تصویر کشیدن رفتار و اخلاق خاصی نیز بسیار موفق عمل کرده است. به عبارت دیگر رسانه ها از میان میلیون ها ظاهر و شخصیت زن تنها دست به گزینش تعداد معدودی زده و بر آن برچسب زن تمام عیار می زنند . برخی فمینیستهای تند رو مهمترین عامل حذف زنان از بازنمایی را در سلطه نظام مردسالار حاکم بر رسانه های غربی جستجو میکنند.جاییکه سرمایه داران جهان غرب در آن می کوشند با استفاده از برنامه ها و تبلیغات وسیع در رسانه های جهانی مانند ماهواره ها و اینترنت با تولید ظاهر یگانه از زن ایده آل صنایع و تولیدات عظیم خود را به فروش برسانند. این دسته از نظریه پردازان اغلب همان هایی هستند که جهانی شدن را جهانی سازی سرمایه داران استعمار گر میدانند؛ و در عین داشتن دیدی منفی به ادامه روند جهانی شدن به مبارزه خود ادامه می دهند. تا جاییکه بسیاری از این فعالین دست به راه اندازی کانال های تلویزیونی یا سایتهایی زده اند که به تأکید بر ویژگیهای زنهای متوسط و پرهیز از ایده آل گرایی پارادایم های اصلی احداث این رسانه ها را تشکیل میدهد . این دسته از نظریه پردازان معتقدند زنان با استفاده از آگاهی مشترك كه به واسطه تصویر شكل گرفته از رسانهها و نظامهای اطلاعرسانی محقق شدهاست دارای ایدههای مشترك، الگوهای رفتاری و عمل مشترك، شیوههای واحد گرایش به پوشش، تغذیه، باروری و سوادآموزی و… خواهند شد. ( صونا محسنی 1383 (نظریه برجسته سازی میتواند بنیان نظری محکمی برای اثبات این ادعا باشد. اینکه رسانه ها از میان هزاران مدل بیرونی دست به ساخت مدل خاصی میزنند و آنرا بعنوان مدل ایده آل جهانی در رسانه های مختلف انتشار می دهند جهت گیری معنادار رسانه ها را توجیه میکند.
مدپرستی و ستاره پرستی از بارزترین اشکال پیروی از ایده آلهاست. تقلید ظاهر ، پوشش و حرکات ستاره های دنیای موسیقی و سینما در سراسر دنیا میان زنان رواج بیشتری یافته است . برگزاری مراسم و مجالس انتخاب زن جهانی نیز بعنوان بخشی از نقشه امپریالیسم جهانی برای ساخت ایده آل هاست که هم اهداف فرهنگی و هم اهداف اقتصادی آنها را تامین می کند .اما در مقابل بسیاری از پیروان روند جهانی شدن و نقادان فمینیست با تکیه بر فرصتهای جدیدی که جهانی شدن در اختیار زنان قرار میدهد ، بویژه با تاکید بر فرصتهای جدید اقتصادی مفهوم ایده آلیزه کردن تصویر زن را رد می کنند و بر این باورند که رسانه های قدرتمند جهانی امکان به نمایش درآمدن زنان مختلف را فراهم می آورند. این دسته از مخالفان نه تنها جهانی شدن را فشاری بر روی زنان نمی بینند بلکه با گواه گرفتن تنوع بی سابقه در برنامه های تلویزیونی بر این باورند که روند جهانی شدن با تمرکز بیشتر برروی مسایل زنان در کاستن رنج های گذشته آنان بسیار موفق عمل کرده است .”از آنجا که ما یک جهانی شدن واحد نداریم بلکه مفاهیم و فرآیندهای فراملی در فرهنگ ملی بازسازی می شود؛ استفاده از مفهوم یکسان سازی کار خطرناکی است .”( عاملی ، 2005) توجه بیش از پیش به موضوعات زنان نوید بخش شکل گیری گفتمان جدیدی در این حوزه و به چالش کشیدن چنین مباحثی است. موتورهای جستجوی تخصصی زنان دراینترنت با موضوعاتی چون فمینیسم سیاسی، حقوق زنان، جهانی شدن و تاریخ فمینیسم ، دیدگاهها و نظرات مخالف با فمینیسم ، نظریه ها و نقدهای فمینیسم و … گواه این ادعاست.
تصویر ایده آل زن در ایران چگونه درک میشود؟
در ایران نیز با وجود رشد آگاهی و فمینیسم جهانی ، تصویر ایده آل زن به عنوان الگوی جهانی مورد پذیرش زنان قرار گرفته ؛” شواهد زیادی وجود دارد که بیان گر این مدعاست که زنان تحصیل کرده و با سواد در ایران امروز، در حال تبدیل شدن به بخشی از اجتماع فمنیستی در جهان هستند.” (فتحی 31 :2005) این در حالی است که با توجه به زمینه فرهنگ ایرانی واستقرار قوانین مذهبی و دولتی ، تصویر زن ایده آل به خوبی باز تولید می شود . نکته مهم در این مطلب نهفته است که در عصر حاضر یعنی دوره جهانی شدن این تصویر به راحتی و از طریق رسانه های جمعی بویژه اینترنت و ماهواره قابل حصول است . گرچه در عصر مدرنیته امکان دسترسی به این تصویر کمتر و محدود تر صورت میگرفت، در جامعه جهانی این تصویر را بدون موانع دریافت میکنیم . طی یک نظر سنجی آنلاین که انجام دادم ، ضمن صحبت با 6 دختر جوان ایرانی پی بردم آنها همان شاخصهایی را تایید می کنند که زن ایده آل عصر جهانی شدن که ویژگیهای آن در بالا عنوان شد داراست. تحقیق پیمایشی دیگری نیز که میان 100نفر از مخاطبان زن شبکه pmc با عنوان “بازنمایی زن ایرانی در شبکه pmc” انجام دادم ، این نکته تایید شد که گرچه زنان ایرانی داخل کشور تصویر بازنمایی شده زن حاضر در این شوها را بعنوان زن متوسط ایرانی نمی پذیرند ، اما براحتی با این شخصیت ارتباط برقرار می سازند. بویژه زنان سنین 20 تا 30 سال انگیزه وتوانایی بیشتری در باز تولید این شخصیت ها دارند . ولی درعین حال 87 در صد پاسخ گویان معتقد بودند زنان این شوها الگوی مناسبی برای زنان ایرانی داخل کشور نیستند. همین جا میتوانیم نتیجه گیری کنیم که زنان ایرانی رسانه های غربی گرچه منطبق با تصور زن متوسط ایرانی نیستند اما بعنوان عامل جذابیت این شوها مورد تایید قرار میگیرند.
در اینجا به بررسی این نکته خواهم پرداخت که آیا این تصویر رسانه ای ایده آل میتواند در باورداشت و تعریف زن از هویت خود اثر داشته باشد یا خیر . همانطور که راجکومار نیز یاد آور می شود در جامعه جهانی از زن خواسته میشود زیبایی خود را با زیبایی دیگران مقایسه کند. طبق یک مثل انگلیسی ” آینه ، آینه روی دیوار است؛ چه کسی زیباتر از همه اینهاست؟” وی نیز معتقد است که زن با ویژگی های بدنی خود شناخته میشود و روند جهانی شدن و فشار آن از طریق رسانه ها هیکل ایده ال زن را هویت میبخشد . بویژه اگر دختران پس از گذشتن از سنین نوجوانی خود را دور از زیبایی ایده آل دریابند ، دچار ناراحتیها و افسردگی میشوند . بنا به گفته وی تلاش برای رسیدن به رویای تصویر ایده آل در میان دختران زیر 20 سال بسیار شایع شده است در ایالت متحده اروپا هر ساله بیش از 500 دختر زیر سن قانونی بر روی صحنه نمایش رسانه ها حاضر میشوند و حتی در برخی ایالات مبلغ های هنگفتی که بیش از یک ملیون دلار است بعنوان جایزه به آنها داده میشود.
هریسون در مقاله خود از تحقیقات استایس یاد میكند. استایس ، (1994) دریافت که ارایه تصاویر از مدلهای لاغر حس منفی و نارضایتی از هیکل را حتی میان زنان تحصیل کرده ای که کمی اضافه وزن دارند، بالا می برد . لاغری نه تنها از طریق ترسیم زن به عنوان موجودی جذاب و با فضیلت ، بلکه از طریق توصیف چاقی منزجر کننده و مورد استهزا ، شکل خاصی از بدن زن را مورد تایید قرار میدهد . تحقیقات دیگری از كنریك و كوتیرك ، 1980 بیانگر این است که پس از پخش یک برنامه تلویزیونی به ویژه پخش یک فیلم زنان لاغرتر احساس بهتری نسبت به خود در مقایسه با زنان سنگین تر داشته اند . تنها زنان نیستند که به تصویر جذاب زن پاسخ میدهند ، آنها همچنین دریافتند که به نمایش گذاشتن تصاویر زنان بازیگر جذاب، مردان را بیش از تصاویر زنان متوسط به خود جذب میکند . حتی اندازه اندام های مختلف زن ایده آل در تحقیقات فمینیستها مثلا میانگین اندازه های استاندارد سینه ، کمر وپایین تنه و فاصله آنها از هم به خوبی محاسبه شده است.
جهانی شدن چه فرصتهایی برای زنان فراهم می آورد؟
حال می توانیم با ارایه این بخش نظری و با تاکید بر فرصتهای عملی عصر جهانی شدن ، راه سومی بیابیم . راهی که تا حدی با نظریه پردازان آینده نگر معاصر هم مسیر باشد . به عبارت دیگر با در نظر گرفتن توسعه انفجار آمیز ابزارهای ارتباطی و در محور آن فضای مجازی بعنوان ظرفیت جدید دنیای معاصر ، آیا تصویر رسانه ای زن ایده آل می تواند به حیات خود ادامه دهد. و یا تغییر می کند و به تصاویر متکثری شکسته می شود. در واقع چه نظری می توان ارایه داد که مسیر آنچه در حال رخ دادن است را با در نظرگرفتن وضعیت کنونی زنان برای ما روشن سازد ؟ در اینجا می بایست بر روی ویژگی های اصلی جهانی شدن تمرکز کنیم. شیوه برقراری ارتباط میان فردی در عصر ما بکلی دگرگون گشته است. جامعه جهانی به هر یک از اعضای خود این امکان را می دهد که بدون در نظر گرفتن مفهوم مکان در جغرافیا با سایر اعضای جامعه در تعامل باشند . زنان نیز نیمی از اعضای این جامعه هستند که فرصتهای برابری برای استفاده از این فضا دارند . شاید امروزه دیگر نتوان از رسانه های قدرتمندی صحبت کرد که مخاطبان خود را جادو می کردند و توان اندیشه را از آنها می گرفتند. چراکه در جهان امروز هر فردی خود تصمیم می گیرد که وارد تعاملات ارتباطی با دیگران شود و یا نشود و درضمن هر فردی می تواند گوشی برای شنیدن به سخنان خود بیابد. استفاده از قابلیتهای فضای مجازی برای گسترش تعاملات و در نتیجه آگاهی و پرهیز از ایده آل گرایی یكی ازین فرصتهاست.
هر یک از ما نقشی در ذهن خود از زن ایده آل جهانی داریم. شاید این تصاویر ذهنی با یکدیگر تفاوتهای بسیاری داشته باشد ، اما بیشک به اشتراکاتی نیز دست می یابیم که نام بردن این ویژگیها میتواند مارا در ساخت تصویری جامع از زن در عصر جهانی شدن هدایت کند . این تصویر چنانچه در متن مقاله نیز بدان اشاره شد، با مختصاتی ظاهری مانند داشتن اندامی لاغر ، قدی بلند،آرایش کرده ، پوشیده در لباسی تنگ همراه با حرکات ظریف و موزون متمایز میشود. چنین زنی به اعتقاد برخی فمینیستها از نظر خلقیات نیز متمایز است . زنی مهربان که در عین رقت قلب میکوشد از حقوق خود دفاع کند و از فرصتهای جدید بهره جوید . برخی از فمینیستهای رادیکال نیز در این مورد نظری دیگر دارند ؛ آنها با استناد به شوهای تلویزیونی وتبلیغات بازرگانی تصویر ایده آل زن را تصویری کلیشه ای می دانند که تنها اندام خود را برای ایجاد جذابیت دردست دارد، و نظام مردسالار حاکم بر رسانه هارا محکوم میکنند . اما در اینکه این تصویر ایده آل تا چه حد در جامعه جهانی مورد پذیرش قرار گرفته تحقیقات بسیاری صورت گرفته که به برخی از آنها در متن مقاله اشاره شده است. بیشتر تحقیقات در مقاله بیانگر این مطلبند که زنان در سرتاسر دنیا تلاش میکنند خود را به تصویر زن ایده آل نزدیک کنند. زنانی که اندامشان با استانداردهای جهانی همخوانی ندارد پس از تماشای یک فیلم غربی یا برنامه تلویزیونی احساس خوبی نسبت به خود ندارند. در یک تحقیق پیمایشی که با پخش پرسشنامه میان 100 نفر از بینندگان زن شبکه پی ام سی انجام دادم ، نتایج همبستگی مثبتی میان بهره جویی بیشتر از مد جهانی و جذابتر شدن زنان ایرانی حاضر در شوها را نشان میداددرحالیکه بیش از 80 در صد پاسخگویان زن ایرانی شوها را الگوی مناسبی برای زنان داخل کشور نمی دانستند . این یافته ها بیانگر این است که گرچه فرهنگ حاکم بر جامعه ایران با ایدئولوژی مسلط مذهبی پیوند محکمی دارد ، اما تصویر زن ایرانی که با استانداردهای غربی شناخته می شود توانسته است مورد پذیرش زن ایرانی قرار گیرد تا آنجا که زن ایرانی موافق این گویه است که هرچه رفتار وظاهر زنان ایرانی به رفتار و ظاهر زنان شوهای غربی نزدیک تر شود ، جذابتر خواهد شد .
با ارایه این راه میتوانیم بحث را اینگونه جمع بندی کنیم که در واقع تمام این بدبینی ها یک روی سکه را به ما نشان میدهند . روی دیگر سکه در قابلیتهای وسیع جهان جدید نهفته است یعنی اشاره به همان عبارتی که در ابتدای مقاله نیز بدان اشاره شد. همان قابلیتی که موجب می شود ساکنین جامعه جهانی خود را در یک فضای واحد جهانی درک کنند. فضایی که در آن میلیونها انسان از “صدا” برخوردارند . فضایی چنان متکثر که هر زنی از هر مکان جغرافیایی میتواند خودش باشد و با زنهای دیگری از جنس خود ارتباط بر قرار کند. استفاده از تصویر انسانهای مختلف از مناطق جغرافیایی ، نژادها و سنین مختلف مثال جالبی در اثبات این ادعاست. سخن اصلی من این است که گرچه نمی توانیم ایده آل گرایی جهانی را نادید بگیریم اما بالا رفتن آگاهی زنان با بهره گیری از فرصتهای جدید ، امکان داشتن صدا در فضایی جهانی و مهمتر از آن تکثر در محتوا و شکل رسانه ای آشکارا در مقابل بازنمایی تصویر یگانه زن قرار می گیرد. در پایان ، اینکه زنان چقدر و چگونه از این فرصتها استفاده میکنند یا اجازه استفاده داده به آنها داده میشود به بررسیهای عمیق تری نیاز دارد.
منبع: "ICTIr.NET"
او از علماء و زهاد و عرفاء عرب بود « همانند آقای قاضی» اتقیاء و ابرار به او اقتداء می کردند او شاگرد آخوند ملا حسینقلی همدانی و شیخ محمد طه بوده و آیت الله حکیم شاگردش بود.
تا آخر عمر عمامه بر سر نگذاشت!!
روزی میان عده ای نشسته بود، گفت: خوبست از دنیا بروم. شروع کرد به خواندن سوره یس، و متکا زیر دستش بود وقتی به این آیه ( وجعلنی من المکرمین) رسید، جان به جان آفرین تسلیم کرد.
ادامه مطلب
خانه از پايبست ويران است
مي خوام بحثي رو مطرح كنم كه ممكنه غرور هممون رو تحريك كنه ودر تكاپوي كتمان اون بر بياييم ولي اين يكي از حقايق تلخ و بلكه بزرگترين و پيچيده ترين گره مشكلات ما مزاريهاست، قول داده بودم كه مسائل و مشكلات مزار را صادقانه مطرح كنم، به اين نتيجه رسيدم كه براي شروع بايستي از بزرگترين و در واقع مهمترين علت حل نشدن تمام مشكلات شروع كنم ، بي پرده بگم هميشه موقعي كه قديميا مي گفتن: فلاني از چشمه بجستان آب خورده و .......... شده يا فلاني از آب كلاته مغري خورده و ........... شده و مثلهاي ديگري از اين قبيل ، اكثر ما اين حرفا رو به تمسخر مي گرفتيم ولي امروزه ثابت شده كه خورد و خوراك، وضعيت اقليمي، و بويژه آب آشاميدني هر منطقه در خلق و خوي مردم اون منطقه نقش بسزايي داره ........... بگذريم.
آيا مي دونين كه خوردن آب مزار چه خلق و خويي را در ما بوجود آورده؟ قبل از اينكه جواب رو بگم، به درون خودتون مراجعه كنيد، ببينيد چه خصوصيت بدي ما رو فراگرفته كه باعث ميشه هيچ موقع مثبت حرف نزنيم، مثبت فكر نكنيم و مثبت عمل نكنيم.!!!!! به كسي بر نخوره منظورم هممونه....
متاسفانه آب مزار انسان رو بخيل، حسود، آشنا ستيز و بيگانه پرست بار مياره. ما مزاريها بعد از شنيدن خبر موفقيت همشهريمون، معمولاً يا ناراحت ميشيم يا اگه خيلي لطف كنيم و جلو ناراحتيمون رو بگيريم بعيده كه از اين موفقيت قلباْ خوشحال بشيم ، جالب اينجاست كه خودمون براي رسيدن به اون موفقيت اصلاً تلاش نكرده ايم يا اصلاً قادر به انجام اون كار نبوده ايم و حالا كه مي بينيم يكي از همشهريامون اون كار رو با موفقيت انجام داده به جاي اينكه بهش افتخار كنيم بهش حسادت مي كنيم .بارها مشاهده شده كه براي مسئله اي راجع به يكي از افراد روستا به ما مراجعه ميكنند تا تحقيقات كنند و ما كه خود را صاحب اختيار مي دانيم بدون توجه به اينكه ممكنه اين مسئله بهاي سنگيني براي فرد مورد نظر داشته باشه صرفاً براي اينكه خودمون ذي نفع نيستيم اطلاعات نادرست به مامورين تحقيق مي دهيم ، غافل از اينكه در مورد خود ما هم از شخص ديگري تحقيقات خواهند كرد و ........
نمونه عيني تر اينكه ما حتي به كسانيكه وقت، سرمايه ، جسم و توان خود را در جهت آسايش و رفاه ما صرف مي كنند هم حسودي مي كنيم، مثلاً مسئولين اجرائي روستا اگرچه در مواردي ضعيف هم عمل ميكنند ولي انصافاً براي ما زحمت ميكشند و ما در جواب زحمتهاي آنها فحش مي دهيم، تهمت مي زنيم، غيبت مي كنيم وحتي جسارت بيان عملكرد مثبت اونا رو هم نداريم، خيلي جالبه كه ما حتي براي زحمت كشي و (باعرض معذرت)خرحمالي هم به يكديگر حسادت مي كنيم، نكته ديگر اينكه به دليل همين حسادت بي موردمان روحيه خودباوري را از دست داده ايم و كارهايي را كه همشهريهاي خودمان در سطح شهرستان بجستان بهتر از بقيه انجام مي دهند را به افراد غير مزاري واگذار مي كنيم در حاليكه از همين افراد در بجستان و ساير مناطق به بهترين نحو استفاده مي شود و استعداد ايشان در جهت تامين نيازهاي افراد غير بومي صرف مي شود (براي نمونه ما چند نفر جوشكار، بنا، سنگكار، برقکار، در و پنجره ساز، گچ كار، نقاش و....ماهر داريم كه بيشتر در بجستان كار ميكنند تا در مزار و در حاليكه بجستانيها از وجود ايشان استفاده مي كنند ما براي رفع نيازمان از همكاران بجستاني آنها استفاده مي كنيم .)
قبولي در دانشگاه، اشتغال به كار، ازدواج موفق، مقبوليت عمومي،روابط دوستانه و صميمي افراد و.......... از جمله مواردي هستند كه ما به راحتي به خودمان اجازه مي دهيم تا نسبت به اونا حسادت كنيم، اين حسادت به مرور زمان دردل ما نسبت به شخص مورد نظر ايجاد كينه و دشمني مي كنه و ناگهان متوجه ميشيم كه بي خود و بي جهت نسبت به شخص يا اشخاصي احساس تنفر و بدبيني پيدا كرده ايم.
ممكن است اين مطلب را بيان كنيد كه تو خودت دچار حسادت هستي و همه را اينطوري فرض مي كني ولي حقيقت اينست كه همه ما كم و بيش از اين خصوصيت بد برخورداريم ، و آنچه كه بايد انجام دهيم اينست كه تمام تلاش خود را براي بيرون كردن اين اين موجود مزاحم(حسادت) از درون خود بايد بكار ببنديم.
خلاصه صداقت داشته باشيم تا حقايق تلخ را هم بيان كنيم و شهامت داشته باشيم تا اين تلخي را قبول كنيم، براي شروع سعي كنيم خود را اصلاح كنيم، بعد به ساير مشكلات بپردازيم كه:
خانه از پايبست ويران است
مایلیم از نظرات دوستان هم استفاده کنیم
واکنش شخصیتهای سیاسی به شکست تیم ملی
توضیح : این مطلب تمام و کمال از اینترنت گرفته شده و مخصوص علاقمندان به مسائل سیاسیه

پس از شکستِ باشکوه تیم ملیایران به عربستان در هیات سربازانِ خدوم نظام در محضر مبارکِ محمود احمدینژاد، شخصیتهای مهم سیاسی کشور به این شکست واکنش نشان دادند. جمیع این افراد، هرگونه ارتباط بینِ اظهارتشان و انتخابات در پیش رو را شدیداً تایید کردند. در اینجا، چکیدهای از بیانات این شخصیتهای معظم را ذکر میکنیم:
محمود احمدینژاد: به علیآبادی دستور دادهام که عامل این شکست را شناسایی و به اشد مجازات برساند. من به عنوان خادم این ملت اعلام میکنم که عامل این شکست، به یقین از دشمنان قسمخورده نظام جمهوری اسلامی است.
سیدمحمد خاتمی: آنها که با بیتدبیری این شکست را به بار آوردهاند، به نام اسلام آزادی مردم را محدود میکنند. در جامعه مدنی که برخاسته از مدینهالنبی است، مردم باید از آزادی برخوردار باشند و بتوانند از حاکم به خاطر شکست در برابر عربستان انتقاد کنند. از نظر ما، عامل این شکست، علی دایی نیست. بلکه علت اصلی شکست را باید در تفکر همان کسانی جست که میخواهند ما بازیگر بازیای باشیم که کارگردانش شخص دیگری است. به این خاطر من هم از عرصه انتخابات و هم از عرصه اظهارنظر درباره فوتبال کنار میکشم.
آیتالله جنتی: به حمدالله دولت نهم، بهترین دولت عالم است. این شکست در میدان فوتبال هم به ربطی به دولت نهم دارد. دشمن میخواهد با ورود در عرصه فوتبال و با بردن میدان نبرد از عراق به ورزشگاه آزادی براندازی نرم کند. اما باید به آمریکا گفت اوف بر شما، اوف بر شما. ما سرسختانه در برابر براندازی نرم و سفت شما ایستادهایم.
آیتالله هاشمی رفسنجانی: همه مشکلات اخیر در مملکت، به خاطر بیبرنامگی است. آن موقع که ما سد میساختیم و هر سد را سی بار افتتاح میکردیم، به ما ایراد میگرفتند. حالا سد نمیسازند و یک بار افتتاحش می کنند. بفرمایید، ابن هم نتیجهاش. من با پادشاه عربستان رفیقم، اگه بهش میگفتم روی منو زمین نمینداخت. اما حالا دیگه سدها شکسته و همه مارو آب برده.
احمدینژاد: اگر همین روند ادامه پیدا کند، ناچار میشوم نام کسانی را که شبانه به سفارت انگلیس میروند و علیه این مردم و انقلاب مردم توطته میکنند، افشا کنم. آنها با ملت ما دشمنند. آنها با یکتاپرستان دشمنند. عدهای از آنان که در دولتهای قبل سمت داشتند، از سفارت انگلیس علیه خادم این ملت توطئه میکنند.
مهدی کروبی: آن دفعه که خوابم برد و من نفهمیدم چی شد. اما این بار من بیدار بودم. یعنی منو بیدار نگه داشتن. من خودم دیدم. باعث خجالت است. آقای جنتی، این بیطرفی شما در انتخابات است؟ من اگر رییسجمهور شوم، در مقابل حرف زور کوتاه نمیآیم. میروم مینشینم جلوی در آقا میپرسم آقا این چه وضعی است؟ چرا ایران نباید ببرد؟ فرض کنید در جواب بگویند یا تو باید خوابت ببرد یا تیم ملی ببرد. اما من به هر حال حرفم را زدهام. میایستم و حرفم را میزنم و بعد مینشینم.
جاسبی: کی؟ علی دایی؟ من تکذیب میکنم که ایشان مدرک فوقلیسانش را از دانشگاه آزاد گرفته. کسی که نمیتواند اسلام را پیروز کند، محال است از دانشگاه آزاد مدرک گرفته باشد.
محسن سازگارا: تا زمانیکه در ایران احزاب و مطبوعات آزاد وجود نداشته باشد، فوتبال ایران باید هم به عربستان ببازد آقای چالنگی! (ببخشید منظورش همون ملت فهیم ایران بود!)
علیرضا نوریزاده: من یک زمانی در شرقالاوسط نوشتم که ایران و عربستان، دو بال پرواز جهان اسلام هستند، اما با جمهوری ولایت فقیه، یک بال جهان اسلام آسیب دید. پادشاه عربستان هم تا یک جایی صبر دارد. هی به احترام اسلام میگفت مساوی کنید. دید نه، این تحفه آرادان خیلی ادعا دارد. دستور داد تا غرور ایرانی را در ایران بشکند. حیف، اگر مرحوم زندهیاد بختیار زنده بود و اعضای جبهه ملی به او خیانت نمیکردند، الان ما عربستان را با ۵ گل درهم میشکستیم.
قاسم شعله سعدی: از بین اصلاحطلبان فقط یک نفر می تواند بعد از این افتضاحی که بالا آمد، تیم ملی را به جام جهانی ببرد و آن یک نفر هم من هستم.
جهرمی: وقتی آقایان بانک مرکزی را سه قفله کردند، باید هم ببازیم. مشکل کشور ما در همه عرصهها به خاطر توقف پرداخت وام بنگاههای زودبازده است. همین تیم عربستان را ببینید، نصف ما قد دارند. اما همهشان وام زودبازده گرفته بودند.
اعلمی: باید تمام بازیکنان تیم ملی را به مجلس بکشانند و از آنها بازخواست کنند. باخت به عربستان که شوخی نیست. برای آسیبشناسی این شکست من حتی جنتی را هم به مجلس میکشم. مردم غیور آذربایجان این شکست خفتبار را تحمل نمیکنند. ضمناً علی دایی هم بچه اردبیل است نه آذربایجان!
احمدینژاد: من به علی آبادی گفتم خودت برو بشین روی نیمکت. اما متاسفانه کسانی از داخل که در دولتهای قبلی هم سمت داشتند (اصلاً منظورش صفایی فراهانی نیست!) اطلاعات تیم ملی را به خارج از کشور میدادند. اینها اگر نیایند پولهایی که گرفتهاند را بدهند، من هم نمیدهم!
میرحسین موسوی: چی شده؟ کی برده؟ من تازه بیدار شدم. یادم هست آن موقعی که ما بودیم، ایران در قطر با یک گل از عربستان باخته بود. من تازه بیدار شدم و به من خبر دادند تیم ملی ایران در تهران به عربستان باخته. وقاحت دارد. در اسلام ناب محمدی تیم ملی ایران نباید ببازد، همانطور که در اسلام ناب محمدی، سازمان برنامه بودجه نباید منحل شود. من معتقدم زمانش رسیده که ملت مظلوم و مستضعف، علیه مستکبران قیام کنند. راستی در این بیست سال که من خواب بودم، سازمان ملل متحد که منحل نشده، نه؟ چون در اسلام ناب محمدی، سازمان ملل متحد هم نباید منحل شود.
احمدینژاد: باخت به عربستان، تاوان ارادهی خادم ملت (یعنی من!) برای پرداخت یارانه نقدی به شما بود. اینها میخواهند در آستانه انتخابات با شکستهای فوتبالی و با حذف طرح پول دادن به شما، ملت غیور و همیشه در صحنه، مرا که خادم ملت هستم، کنار بگذارند. اما کور خواندهاند، با این گندی که ما داریم میزنیم، ظهور آقا امام زمان نزدیک است!
تاجزاده: شکست مقابل عربستان، مثل شکستهای متعدد قبلی ما، نشاندهنده این است که بازم مثل همیشه اصلاحطلبا برنده میشن (وزن و قافیه رو بیخیال)
مصطفی پورمحمدی: سازمان بازرسی کل کشور با کسی تعارف ندارد. کارشناسان ما به دقت، عاملان این شکست را شناسایی میکنند. من مشکلی با دولت نهم ندارم. اما آقای علیآبادی و آقای احمدینژاد باید پاسخگوی این شکست باشند. من نمیدانم بعد از آن که من از وزارت کشور اخراج شدم چه اتفاقی افتاد که عربستان، ایران را برد.
علیآبادی: ما این همه ورزشگاه ساختیم. کی تا حالا اینقدر ورزشگاه ساخته؟ اگه شیطنتهایی نمیشد و من رییس فدراسیون فوتبال میشدم، ما عربستان رو میبردیم. تازه اگه رییس همه فدراسیونها بودم، تو المپیک هم اول میشدیم به جان خودم!
قالیباف: چه معنی دارد؟ وقتی نفت ۱۵۰ دلار بود ما به عربستان میباختیم. وقتی چهل دلار هم شده، ما میبازیم، وقتی ۱۰ دلار هم بود ما میباختیم. اگر رییسجمهور به همان اندازه به ما بودجه میداد که زمانی که خودش شهردار بود از دولت قبل میگرفت؛ عربستان که چه عرض کنم، برزیل را هم میبردیم. تازه من خلبانم. اگه رییسجمهور بشم الگوی مطرف هم اصلاح میشه و من هم بازیکنان رو خودم این ور و اونور میبرم، هم خودم رانندگی میکنم و میرسم سفرهای استانی.
محمد قوچانی: اگر آن روز که علی دایی را با آقای هاشمی مقایسه کرده بودم، پیام مرا دریافت میکرد، الان به عربستان نمیباختیم. اگر به جای احمدینژاد، هاشمی موقع بازی با عربستان، از کنار اتوبان کرج میگذشت هم ما میبردیم چه برسد که میرفت ورزشگاه. آن وقت به گفته مارکس، ما دروازه عربستان را میترکاندیم. این ویژگی تنها در دولت آقای هاشمی دیده میشد.
کروبی: ببخشید من خواب موندم و حرفم نصفه موند. میخواستم بگم این مشارکتیها که هی میگفتن مارادونا رو ول کنین، غضنفر رو بگیرین و به من میگفتن غضنفر، حالا بیان تحویل بگیرن. غضنفر بهتره یا محمود!
ادامه مطلب
شب به درازا کشید،چشمها همه فروخفتندجز چشمان شیدای شیفتگان که در سیاهی آسمان فروغ تورا می جویند، ای خورشید فروزان وجود.
پهنه زمین خشکید ، گل بوته ها همه پژمردند، لاله زار خون رنگ دلباختگان ،در کویر گدازنده صحرا تراوش تورا می جوید،ای چشمه جوشان حیات.
آری تیره شب غیبت به درازا کشید، پهندشت انسانیت کویری تفتان گشت و منتظران ، نستوه و پایدار همچنان تورا می جویند........ای مهدی موعود، ای منجی عالم، ای قائم منتقم.
مهدی همچون ماهپاره آسمانها چون ستاره گرد آن دارالزیاره
تا مگر با یک اشاره غرق در موج نگاه خود کند چرخ کهن را
السلام علیک یا اباصالح المهدی
به نام آنکه هرچه داریم از اوست
مدیریت وبلاگ ورود شما را خوش آمد گفته و آرزومند است مطالب این وبلاگ در عین حالیکه رضایت شما را جلب می کند ، بتواند مفید فایده واقع شود.
آنچه در این وبلاگ مشاهده خواهید کرد ، مطالبی در مورد روستای مزار ، اخبار هفتگی ، نقد منصفانه مسائل، مطالب اطلاعات عمومی ، مسائل اجتماعی ، مطالبی با عنوان غیر منتظره( فعلابه موضوع اشاره نمی کنم)و بسیاری مطالب دیگر ....
آنچه مدیریت وبلاگ بر آن تاکید دارد درج مطالب واقعی و بیان حقیقت مسائل است ولو به قیمت ناراحت شدن برخی افراد ذی نفع و یا کم اعتبار شدن وبلاگ .....
امیدوارم بتوانم آنچه را که مد نظر است به اجرا در آورم ..... ان شاء ا...
اخبار ۲
* بنا به گفته دهیاری از این پس آقای هاشم حسنخانی به عنوان نماینده ورزشی دهیاری خواهد بود (البته امیدواریم ایشان هم مانند شورای ورزشی گذشته و مسئول ورزشی پایگاه صرفاْ عنوان مسئول را یدک نکشند و قدری به فکر جوانان روستا و جلوگیری از انحرافات ناشی از نبودن سرگرمی و تفریح سالم ایشان باشند ، با آرزوی موفقیت)
* اولین مسافر سال ۸۸
چندی پیش با خبر شدیم که والده آقای غلامحسین مرادی سر به زیر تراب تیره و تار برده اند(به قول محد آخون)، این مصیبت را به خاندان سلیمانی و مرادی تسلیت گفته و برای آن مرحومه طلب مغفرت از خداوند منان داریم . این در حالی بود که هفته گذشته مراسم چهار جمعه آخرین مسافر سال ۸۷(مرحوم اکبر دلیری) را پشت سر گذاشتیم ،روحش شاد و یادش گرامی
* بارندگیهای اخیر که تقریباْ مانند آنرا مردم مزار از حدود ۱۲ سال قبل ملاحظه نکرده بودند آنچنان موجب شادمانی آنها شده که گویا باغ کولی را به کلی از یاد برده اند و در حال حاضر باغهای بیشتر مردم دست نخورده مانده است.
* بارندگی دوشنبه این هفته هم اگرچه ظاهراْ شدید به نظر نمی رسید اما شواهد نشون میده که مقدار بارش در مناطق اطراف بهاباد که نقش زیادی در تامین آب سد ژرف داره کمتر از بارندگی قبلی نبوده اگرچه میزان بارش در سطح مزار با شدت کمتر و با دوام بیشتر نسبت به سری قبل بوده است.
* ظاهراْ کانون اهل البیت اعلام کرده به شکرانه بارندگیهای اخیر تصمیم داره در مزار نماز شکرگزاری برپا کنه اما تاریخش رو نمیدونم، خودشون هم که سالهاست وبلاگشون رو بروز نکردند.
از اینکه نتونستم طی روزهای گذشته مطالب جدید بنویسم معذرت میخوام . منم برای تعطیلات به مزاررفته بودم و از مشکلات اینترنتی مزار هم که خبر دارین ![]()
به هر حال امیدوارم تعطیلات به همه خوش گذشته باشه![]()
پیشاپیش فرا رسیدن بهار طبیعت را به شما تبریک گفته ، سالی خرم همراه با موفقیت و بهروزی برایتان آرزومندم .
التماس دعا
ادامه مطلب
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
بوي باران، بوي سبزه، بوي خاك
شاخه هاي شسته، باران خورده، پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم پرستوهاي مست ....
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
اي دل من گرچه در اين روزگار
جام رنگيني نمي نوشي به كام
باده رنگين نمي بيني به جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن مي كه ميبايد تهيست
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
گر نكوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ
حديث هفته ..... (1)
روايت شده است كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: بر مردم زماني آيد كه از قرآن جز نامي نماند و از اسلام و مسلماني جز اسمي نباشد ، مردم خود رامسلمان نامند و از مسلماني دورترين كسان باشند ، مسجدهاي آنان آباد است و از راهنمايي و ارشاد وهدايت به حق تهي و خالي است ، فقيهان اين دوران بدترين فقهاي زير آسمانند ، فتنه از آنها برآيد و بدانها باز گردد.
(الروضه الكافي ، ج 2 ص 204)
حكايت
(1)
(دوست عزيز بدون هيچ توضيح اضافي حكايت زير را تقديم مي كنم ، تفكر و نتيجه گيري با شما ............!!!)
زنبوري موري را ديد كه به هزار حيله دانه به خانه مي كشيد و در آن رنج بسيار مي ديد و حرصي تمام مي نمود . او را گفت: اي مور اين چه رنج است كه بر خود نهاده و اين چه بار است كه اختيار كرده اي؟بيا تا مطعم ومشرب من بيني كه هر كدام كه لذيذتر است تا از من فاضل (زيادي) نيابد به پادشاهان نرسد. بر مركب هوا سوار شده ام و ميان چون تركمنان يغما بسته و نيزه تيز نيش را به جگر خصمان زهراب داده ، آنجا كه خواهم نشينم و آنجا كه خواهم ، خورم.
پس بپريد و به دكان قصابي بر مسلوخي بنشست و قصاب كارد در دست داشت ،بزد واو را دو پاره كرد و بر زمين افتاد.
مور بيامد پاي او بگرفت و مي كشيد.
زنبور گفت: مرا به كجا مي كشي ؟ مور گفت: "هر كه به حرص به جايي نشيند كه خود خواهد، به جائيش كشند كه نخواهد."
(جوامع احكايات عوفي)

